Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بی حالت

تلفظ بین المللی : /bihˈɑlat/ تلفظ :‌ [bih'Alat]
مترادف و متضاد
  • حالت بی حسی و خواب الودگی
  • ازمایش حالت بی باری
  • حالت بی صدا
  • حالت بی قاعده
  • ادم سست و بی حال
  • بی حال شدن
  • بی حال کردن
  • بی حال
  • بی حالی
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

glass-eyed (صفت)کور، بی حالتglassy (صفت)زننده، مسطح، بی حالت، شیشه ای، زجاجی، شیشه مانند، بی نورunexpressive (صفت)بی حالت، نارسا، غیر حاکی، عاری از معنی...

کلمات مرتبط

  • حالت بی حسی و خواب الودگی
  • ازمایش حالت بی باری
  • حالت بی صدا
  • حالت بی قاعده
  • ادم سست و بی حال
  • بی حال شدن
  • بی حال کردن
  • بی حال
  • بی حالی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات