Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی جامه

تلفظ بین المللی : /bi dʒˈɑmeː/ تلفظ :‌ [bi dZ'Ame:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جامعه بی بندوبار
  • جامدات بی چربی
  • جاده جی بی
  • جامعه بی حکومت
  • خط بی ام تی جامائیکا
  • گروه بی جام جهانی فوتبال 2010
  • جامعه شناختی بی حجابی
  • ریشه یابی جامعه شناختی بی حجابی
  • شاخ بیجاده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی جامه. [ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) بدون لباس. برهنه برهنه :
گدایان بی جامه شب کرده روز
معطرکنان جامه بر عودسوز.
سعدی.
بی جامه نکو نتوان شد بدعوتی
این رمز را بپرده هر در نوشته اند.
نظام قاری ( دیوان ص 24 ).

فرهنگ فارسی

بدون لباس . برهنه برهنه

کلمات مرتبط

  • جامعه بی بندوبار
  • جامدات بی چربی
  • جاده جی بی
  • جامعه بی حکومت
  • خط بی ام تی جامائیکا
  • گروه بی جام جهانی فوتبال 2010
  • جامعه شناختی بی حجابی
  • ریشه یابی جامعه شناختی بی حجابی
  • شاخ بیجاده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات