کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بی ابرو کردن
تلفظ بین المللی :
/bi ˈaːbruː kˈardan/
تلفظ :
[bi 'a:bRu: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی آبرو کردن
بیآبرو کردن
بی آبرو
بی ابرو
بی ابرو 2
کار سخیف و بی ارزش و ابرو بر
بی ابر
ابر بی باران
چقاماران بی ابر
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
undo
(فعل)
باطل کردن، خنثی کردن، خراب کردن، بی اثر کردن، باز کردن، واچیدن، بیابرو کردن
کلمات مرتبط
بی آبرو کردن
بیآبرو کردن
بی آبرو
بی ابرو
بی ابرو 2
کار سخیف و بی ارزش و ابرو بر
بی ابر
ابر بی باران
چقاماران بی ابر
نظرات