Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بگومگو کردن

تلفظ بین المللی : /bˌeɡomˈaɡu kˈardan/ تلفظ :‌ [b,egom'agu k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بگومگو یا بگونگو کردن
  • بگومگو
  • برومو ـ بنزیل ـ سیانید
  • بونگو عمر
  • پوزو دی بورگو شارل ـ اندره
  • باوگو
  • زبان گومگو
  • استان بورگو
  • استان بولگو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بگومگو کردن. [ ب ِ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جر و بحث کردن.مباحثه. مجادله. مشاجره. محاجه کردن. گفتگو کردن.

فرهنگ فارسی

گفتگو کردن جر و بحث کردن مباحثه کردن .

کلمات مرتبط

  • بگومگو یا بگونگو کردن
  • بگومگو
  • برومو ـ بنزیل ـ سیانید
  • بونگو عمر
  • پوزو دی بورگو شارل ـ اندره
  • باوگو
  • زبان گومگو
  • استان بورگو
  • استان بولگو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات