معانی کلمه : بکلی
لغت نامه دهخدا
بکلی. [ ب ِ ک ُل ْ لی ] ( ق مرکب ) تمام. تمام و کمال. کلاً. تماماً. بالمره :
ما بمردیم و بکلّی کاستیم
بانگ حق آمد همه برخاستیم.و رجوع به کل شود.
ما بمردیم و بکلّی کاستیم
بانگ حق آمد همه برخاستیم.و رجوع به کل شود.
فرهنگ معین
(بِ کُ لّ ) [ فا - ع . ] (ق مر. ) کلاً، تماماً.
فرهنگ فارسی
کلا تماما تمام .
دانشنامه عمومی
بکلی (به انگلیسی: Beckley) یک روستا در بریتانیا است که در Beckley and Stowood واقع شده است. بکلی ۶۰۸ نفر جمعیت دارد.
Beckley and Stowood
SP5611
Beckley and Stowood
SP5611
wiki: بکلی
