معانی کلمه : بکتر
لغت نامه دهخدا
بکتر. [ ب َ ت َ ] (اِ) بگتر. زره و جوشن . (ناظم الاطباء). رجوع به بگتر شود.
فرهنگ عمید
نوعی جامۀ جنگ که از ورقه های آهن و فولاد ساخته می شده، زره: به سر برنهاده ز زر مغفری / ز پولاد کرده به بر بکتری (ابوشکور: مجمع الفرس: بکتر ).
فرهنگ معین
(بَ تَ ) ( اِ. ) زره ، لباس جنگی ساخته شده از آهن و فولاد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) نوعی از لباس جنگ است و آن مرکب است از آهنی چند که بهم وصل کرده اند و بر روی آن مخمل و زربفت و امثال آن کشیدهاند.
ده از دهستان دینور بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان ٠ آب از چشمه ٠ محصول : غلات چوب و توتون ٠ شغل زراعت و مکاری ٠
ده از دهستان دینور بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان ٠ آب از چشمه ٠ محصول : غلات چوب و توتون ٠ شغل زراعت و مکاری ٠
