Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بکار زدن

تلفظ بین المللی : /bekˈɑr zˈadan/ تلفظ :‌ [bek'AR z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • با دقت زیاد بکاری دست زدن
  • بار زدن
  • بدار زدن
  • بکاردن
  • پوش بکاردن
  • چس بکاردن
  • خرت بکاردن
  • جاج بکاردن
  • غارب بکاردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بکار زدن. [ ب ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) استعمال کردن. مصرف کردن. بکار بردن. رجوع به کار زدن شود.

فرهنگ فارسی

استعمال کردن . مصرف کردن . بکار بردن .

مترادف و متضاد

apply (فعل)متصل کردن، اجرا کردن، بکار بردن، اعمال کردن، درخواست دادن، بکار بستن، درخواست کردن، مورد استفاده قرار گرفته، بکار زدن، استعمال کردن، بهم بستن، شامل شدن، قابل اجرا بودنutilize (فعل)بکار زدن، بکار گرفتن، بهره برداری کردن، استفاده کردن از، مورد استفاده قرار دادن، بمصرف رساندن...

کلمات مرتبط

  • با دقت زیاد بکاری دست زدن
  • بار زدن
  • بدار زدن
  • بکاردن
  • پوش بکاردن
  • چس بکاردن
  • خرت بکاردن
  • جاج بکاردن
  • غارب بکاردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات