Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بژمان

تلفظ بین المللی : /beʒˈemɑn/ تلفظ :‌ [beZ'emAn]
لغت نامه دهخدا
  • دیر بماندن
  • فلان و بهمان
  • بتمان هولوگ تیوبالد
  • بزمان شهر
  • بزمان منطقه حفاظت شده
  • بزمان کوه
  • بلمان کارل میکاییل
  • بکمان ماکس
  • بامانت سپردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بژمان. [ ب َ / ب ُ ] ( ص ) غمگین. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). پژمان. غمنده. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). غمگین و ملول و دلتنگ و افسرده. ( ناظم الاطباء ). غمخوار. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). افسرده. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). «هدایت » گمان می بردکه تبدیل پشیمان بوده باشد، شین بزای پارسی بدل شده است چه پژمان و پژمند و پژمرده و پژمریده هر چهار لغت بالک...

کلمات مرتبط

  • دیر بماندن
  • فلان و بهمان
  • بتمان هولوگ تیوبالد
  • بزمان شهر
  • بزمان منطقه حفاظت شده
  • بزمان کوه
  • بلمان کارل میکاییل
  • بکمان ماکس
  • بامانت سپردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات