بژ. [ ب َ / ب ُ ] ( اِ ) برف و دمه. ( برهان ). || سرماریزه را گویند و آن چیزیست که در وقت شدت سرما بمانند زرک و زرورق از هوا ریزد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). برف ریزها که از هوا بارد در حین شدت سرما. ( مجمعالفرس ) ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). || پشته ، کذا فی شرفنامه. ( فرهنگ شعوری ). کوه و پشته. ( ناظم الاطباء ). دک بلند. ( شرفنامه ٔمنیری ). || گردنه. عقبه. بند : تا بنه ها و ثقل و پیلان از ...
فرهنگ عمید
بشْم#NAME?
= بشْم
فرهنگ معین
(بَ) ( اِ.) برف و دمه .
(بِ) [ فر. ] (ص .) قهوه ای خیلی کم رنگ ، یشم طبیعی .
(بِ ) [ فر. ] (ص . ) قهوه ای خیلی کم رنگ ، یشم طبیعی . (بَ ) ( اِ. ) برف و دمه .