Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بچه دوست

تلفظ بین المللی : /batʃtʃˈeː dˈuːst/ تلفظ :‌ [batStS'e: d'u:st]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بچه دوستی
  • بچه های کوچه دوستی
  • چند نامه به دوست المانی
  • هر کاری که دوست داری انجام بده
  • سوسکه بچه اش از دیوار بالا می رفت می گفت قربون دست و پای بلوریت
  • بنه علی دوست
  • به خاک سپردن یک دوست
  • به من نگو دوست دارم
  • بچه های جاسوس 2 جزیره رویاهای از دست رفته
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بچه دوست. [ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) که بچه را دوست دارد. دوستدار بچه. بچه خواه. مهربان نسبت به بچه. مرد یا زنی که فرزند خود یا کسان دوست دارد. که اطفال را دوست گیرد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

دوستدار بچه بچه خواه .

کلمات مرتبط

  • بچه دوستی
  • بچه های کوچه دوستی
  • چند نامه به دوست المانی
  • هر کاری که دوست داری انجام بده
  • سوسکه بچه اش از دیوار بالا می رفت می گفت قربون دست و پای بلوریت
  • بنه علی دوست
  • به خاک سپردن یک دوست
  • به من نگو دوست دارم
  • بچه های جاسوس 2 جزیره رویاهای از دست رفته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات