Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوشی

تلفظ بین المللی : /bˈuːʃi/ تلفظ :‌ [b'u:Si]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بوشی هاد اکلاهما
  • بوشی هرتفوردشر
  • بوشی پارک
  • علی بوشی
  • اومه بوشی
  • اکه بوشی
  • ایستگاه راه اهن بوشی
  • کارکس بوشی
  • نهاد البوشی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بوشی . [ ب َ شی ی / بو شی ی ] (ع ص ) مرد ناکس و فرومایه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

بوشی . [ ب َ شی ی / بو شی ی ] (ع ص ) درویش بسیارعیال . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

بوشی. [ ب َ شی ی ...

فرهنگ فارسی

درویش بسیار مال .

کلمات مرتبط

  • بوشی هاد اکلاهما
  • بوشی هرتفوردشر
  • بوشی پارک
  • علی بوشی
  • اومه بوشی
  • اکه بوشی
  • ایستگاه راه اهن بوشی
  • کارکس بوشی
  • نهاد البوشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات