معانی کلمه : بوری
لغت نامه دهخدا
بوری . (اِخ ) ابن طغتکین . رجوع به تاج الملوک بوری بن ... شود.
بوری . [ ب َ ] (اِخ ) تیره ای از موری هفت لنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 73).
فرهنگ فارسی
عمل بور شدن
ابن طغتکین
ابن طغتکین
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱گاو زرد رنگ ۲نام سگ
/boori/ گاو زرد رنگ - نام سگ
واژه نامه بختیاریکا
( بَوری ) از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( تش ) ( ت ) موری؛ ( ط ) دورکی
