معانی کلمه : بورژوا
فرهنگ عمید
۱. شخص متمول، سرمایه دار.
۲. ارباب.
۳. شهرنشین دارا و مرفه.
۲. ارباب.
۳. شهرنشین دارا و مرفه.
فرهنگ معین
[ فر. ] (ص . ) ثروتمند، دارندة سرمایه و ابزار تولید.
فرهنگ فارسی
فرد متعلق به طبقۀ شهرنشین و مالک وسایل تولید
لئون سیاستمدار فرانسوی ( و. پاریس ۱۸۵۱ ف. ۱۹۲۵ م . ) یکی از مسببان ایجاد جامعه ملل .
شخص متمول، سرمایه دار، ارباب، شهرنشین
۱ - شهری شهرنشین ( که در سابق ازحقوق مخصوص بر خوردار بود ) . ۲ - شهر نشین مرفه و ثروتمند . ۳ - ارباب مخدوم . ۴ - متعلق به بورژوازی .
شخص متمول، سرمایه دار، ارباب، شهرنشین
۱ - شهری شهرنشین ( که در سابق ازحقوق مخصوص بر خوردار بود ) . ۲ - شهر نشین مرفه و ثروتمند . ۳ - ارباب مخدوم . ۴ - متعلق به بورژوازی .
مترادف و متضاد
شهرنشین، شهری
صفت ≠ بیچیز، ندار
سرمایهدار، متمول، مرفه
۱. شهرنشین، شهری
۲. سرمایهدار، متمول، مرفه ≠ بیچیز، ندار
فرهنگستان زبان و ادب
{bourgeois} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] فرد متعلق به طبقۀ شهرنشین و مالک وسایل تولید
