معانی کلمه : بودجه بندی
فرهنگ فارسی
جمعبندی هزینههای برآوردشدۀ فعالیتهای منفرد یا بستههای کاری (work package) برای تعیین بودجۀ مبنا
فرهنگستان زبان و ادب
{cost budgeting} [مدیریت-مدیریت پروژه] جمع بندی هزینه های برآوردشدۀ فعالیت های منفرد یا بسته های کاری (work package ) برای تعیین بودجۀ مبنا
