Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بوخوش

تلفظ بین المللی : /bˈuːxoʃ/ تلفظ :‌ [b'u:xoS]
دانشنامه آزاد فارسی
  • بوخولت
  • بوخوم
  • بویخوش
  • ارت بوخوالد
  • بخوشت
  • بخوشتن
  • بخوشته
  • بونخوش
  • آغ بوغوش
دانشنامه آزاد فارسی

دانشنامه آزاد فارسی

از آداب جادویی و خرافی درمان بیماران. تأکید شده است که این مراسم را پیرزنی مجرّب و طرف اعتماد اجرا کند. پیرزن پس از دودکردن اسفند و کُندُر آتشی برپا می کرد. بیمار را وامی داشتند از روی آتش بپرد. اگر حال بیمار چندان بد بود که نمی توانست از روی آتش بپرد، زیر شانه اش را می گرفتند و از آتش رد می کردند.wikijoo: بوخوش...

کلمات مرتبط

  • بوخولت
  • بوخوم
  • بویخوش
  • ارت بوخوالد
  • بخوشت
  • بخوشتن
  • بخوشته
  • بونخوش
  • آغ بوغوش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات