کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بوتیمار-زدن | کلماتور
معانی کلمه : بوتیمار زدن
تلفظ بین المللی :
/bˌuːtimˈɑr zˈadan/
تلفظ :
[b,u:tim'AR z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بوتیمار
بوتیمار عبدالله
بوتیمار بزرگ حقیقی
بوتیمار استرالزیایی
بوتیمار افتابی
بوتیمار امریکای جنوبی
بوتیمار امریکایی
بوتیمار اوراسیایی
بوتیمار جنگلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بوتیمار زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چون غمگین ، چنباتمه نشستن و با گردنی در شانه ها فروشده. و عامه تیمار زدن گویند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
چون غمگین چنباتمه نشستن و با گردنی در شانه ها فرو شده و عامه تیمار زدن گویند .
کلمات مرتبط
بوتیمار
بوتیمار عبدالله
بوتیمار بزرگ حقیقی
بوتیمار استرالزیایی
بوتیمار افتابی
بوتیمار امریکای جنوبی
بوتیمار امریکایی
بوتیمار اوراسیایی
بوتیمار جنگلی
نظرات