معانی کلمه : بوتان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) گازی بی رنگ و خفه کننده که جهت سوخت و ساخت لاستیک مصنوعی به کار می رود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
کشوری است در شمال شرقی هندوستان و جنوب تبت . مردم آن از نژاد مغول و دینشان بودایی است . مساحت این کشور ۵٠/٠٠٠ کیلو متر مربع و جمعیت آن ۱٠۳۵٠٠٠ تن است . پایتخت آن شهر کوچک [ پوناکا ] است . و محصولات عمده : برنج ذرت ارزن و غیره .
دانشنامه عمومی
نقل قول
فرهنگ اسم ها
اسم: بوتان (پسر) (کردی)
معنی: لهجةای در زبان کردی ( نگارش کردی
معنی: لهجةای در زبان کردی ( نگارش کردی
