Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بوبردک

تلفظ بین المللی : /buːbrˈadak/ تلفظ :‌ [bu:bR'adak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • بوبریکی
  • بوبرد
  • اچ ام ای اس بوردکین
  • بوردکرایس
  • رودخانه بوردکین
  • ولادیسلاف بوبریک
  • یاروسواو بوبرک
  • ببرک کارمل
  • بردکری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بوبردک. [ ب َ دَ ] ( اِ مصغر ) مصغر بوبرد است که بلبل باشد. ( برهان ). بوبرد. بلبل. ( فرهنگ فارسی معین ). مصغر بوبرد یعنی بلبل خرد. ( ناظم الاطباء ). صاحب آنندراج در ذیل «بوبرد» آرد: و آن را بوبردک و بوبرد نیز گفته اند. کنایه از آنکه بوی گل را استنشاق و استشمام کند - انتهی. رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ عمید

بوبرد#NAME?

= بوبرد

فرهنگ فارسی

( اسم ) بلبل

کلمات مرتبط

  • بوبریکی
  • بوبرد
  • اچ ام ای اس بوردکین
  • بوردکرایس
  • رودخانه بوردکین
  • ولادیسلاف بوبریک
  • یاروسواو بوبرک
  • ببرک کارمل
  • بردکری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات