کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بو گرفته
تلفظ بین المللی :
/bˈuː ɡerˈefteː/
تلفظ :
[b'u: geR'efte:]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خوراکی بو گرفته
بو گرفتن
ناخن بگرفته بو
بوگرفته
ناخن بگرفته
برگرفته
بوگرفتگی
ناخن بگرفته بودن
تفسیر قران مجید برگرفته از اثار امام خمینی
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
فرهنگ عمید
۱. بوبرداشته.
۲. بدبو.
۳. گندیده.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
high (صفت)رشید، علیه، با صدای بلند، بلند، خوشحال، علوی، خشن، عالی، گزاف، مرتفع، زیاد، عالی مقام، عالیجناب، علی، متعال، بو گرفته، بلند پایه، رفیع، وافرگران، تند زیاد، با صدای زیر، اندکی فاسدrancid (صفت)فاسد، باد خورده، نامطبوع، متعفن، ترشیده، بو گرفتهfusty (صفت)کهنه، بو گرفته، کفک زده، قدیمی مسلک...
کلمات مرتبط
خوراکی بو گرفته
بو گرفتن
ناخن بگرفته بو
بوگرفته
ناخن بگرفته
برگرفته
بوگرفتگی
ناخن بگرفته بودن
تفسیر قران مجید برگرفته از اثار امام خمینی
نظرات