Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بو و برنگ

تلفظ بین المللی : /bˈuː vˈa berˈanɡ/ تلفظ :‌ [b'u: v'a beR'ang]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • وارنگ بو
  • رنگ و بو
  • اب کم و بو دار
  • بو کشیدن و رفتاری خواهشی داشتن
  • بو الو
  • بی رنگ و بو
  • بوو کلارا
  • سنت ـ بوو شارل اوگوستن
  • حالی بوو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بو و برنگ. [ وُ ب َ رَ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) اثر وجودی. خاصیت. فعالیت. بدرد مردم خوردن. کارآمد بودن. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ فارسی

اثر وجودی . خاصیت . فعالیت . بدرد مردم خوردن . کار آمد بودن .

کلمات مرتبط

  • وارنگ بو
  • رنگ و بو
  • اب کم و بو دار
  • بو کشیدن و رفتاری خواهشی داشتن
  • بو الو
  • بی رنگ و بو
  • بوو کلارا
  • سنت ـ بوو شارل اوگوستن
  • حالی بوو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات