کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بهم پیچیده شدن
تلفظ بین المللی :
/bˈeham pitʃˈideː ʃˈodan/
تلفظ :
[b'eham pitS'ide: S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بهم پیچیده
سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
بهم پیچیدن
به خود پیچیدن
به هم پیچیدن
گرفتن و پیچیدن به حریف
وابسته به پدیده های درون اتمی
وابسته به پیاده روی
ادم عاقل با طناب پوسیده کسی به درون چاه نمی رود
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
convolve
(فعل)
پیچیدن، بهم پیچیدن، بهم پیچیده شدن
کلمات مرتبط
بهم پیچیده
سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
بهم پیچیدن
به خود پیچیدن
به هم پیچیدن
گرفتن و پیچیدن به حریف
وابسته به پدیده های درون اتمی
وابسته به پیاده روی
ادم عاقل با طناب پوسیده کسی به درون چاه نمی رود
نظرات