معانی کلمه : بهشته
لغت نامه دهخدا
بهشته. [ ب ِ هَِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) مطلقه ( زن ). ( یادداشت مؤلف ). هشته. و رجوع به هشته شود. || موضوع قرار داده شده و گذاشته شده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مطلقه هشته . یا موضوع قرار داده شده و گذاشته شده .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: behešte) (بهشت + ه (پسوند نسبت)) ، منسوب به بهشت؛ (به مجاز) زیبا رو .
اسم: بهشته (دختر) (فارسی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: behešte) (فارسی: بهشته) (انگلیسی: beheshte)
معنی: بهشت، ( مجاز ) زیبارو، ه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به بهشت، ( بهشت + ه ( پسوند نسبت ) )
معنی: بهشت، ( مجاز ) زیبارو، ه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به بهشت، ( بهشت + ه ( پسوند نسبت ) )
