کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بهرمندی
تلفظ بین المللی :
/behramˈandi/
تلفظ :
[behRam'andi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بهرهمندی
بهرمند
بارمندی
برمندیک
برهمندی
راهب برهمنی
بروندیسیوم
بریندیزی استان
بریندیزی شهر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بهرمندی. [ ب َم َ ] ( حامص مرکب ) بهره مندی. بهره بری. تمتع. || دارای سهم و حصه بودن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
۱ - بهره بری تمتع . ۲ - دارای سهم وحصه بودن .
کلمات مرتبط
بهرهمندی
بهرمند
بارمندی
برمندیک
برهمندی
راهب برهمنی
بروندیسیوم
بریندیزی استان
بریندیزی شهر
نظرات