Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بهر و رو

تلفظ بین المللی : /bˈahr vˈa rˈu/ تلفظ :‌ [b'ahR v'a R'u]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خوش بر و رو
  • بر و رو
  • مربوط به روح و جان یا اراده
  • مربوط به روزهای تعطیل و اعیاد
  • مربوط به معده و روده
  • وابسته به شخص دنیوی و غیر روحانی
  • وابسته به طرز عمل و رویه
  • وابسته به نور و روشنایی
  • دوره گردی و داد و ستد بر روی الاغ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بهر و رو. [ ب َ رُ رو ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) بهر رو. جمال. وجاهت و صباحت. ( از یادداشت بخط مؤلف ). به بهر رو و بر و رو رجوع شود.

فرهنگ فارسی

بهر رو . جمال . صاحب وجاهت و صباحت

کلمات مرتبط

  • خوش بر و رو
  • بر و رو
  • مربوط به روح و جان یا اراده
  • مربوط به روزهای تعطیل و اعیاد
  • مربوط به معده و روده
  • وابسته به شخص دنیوی و غیر روحانی
  • وابسته به طرز عمل و رویه
  • وابسته به نور و روشنایی
  • دوره گردی و داد و ستد بر روی الاغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات