معانی کلمه : بهجت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. شادمانی، سُرور.
۲. خرمی، شادابی.
۳. خوبی.
۴. تازگی.
۲. خرمی، شادابی.
۳. خوبی.
۴. تازگی.
فرهنگ معین
(بِ یا بَ جَ ) [ ع . بهجة ] ۱ - (مص ل . ) شادمان شدن . ۲ - (اِمص . ) زیبایی . ۳ - سرور، شادی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
شادمانی، سرور، خرمی وشادابی، خوبی وتازگی
۱ - شادمان شدن . ۲ - خوبی دیدار زیبایی . ۳ - سرور شادی شادمانی.
۱ - شادمان شدن . ۲ - خوبی دیدار زیبایی . ۳ - سرور شادی شادمانی.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: be(a)hjat) (عربی) شادمانی ، نشاط .
اسم: بهجت (دختر) (عربی) (تلفظ: be (a) hjat) (فارسی: بهجت) (انگلیسی: behjat)
معنی: شوق، شادمانی، زیبایی، رونق، تازگی، خوشرنگی، نشاط
معنی: شوق، شادمانی، زیبایی، رونق، تازگی، خوشرنگی، نشاط
مترادف و متضاد
ابتهاج، خوشی، سرور، شادمانی، نشاط، شادی، مسرت ≠ اندوه، غم
