معانی کلمه : بهاریه
لغت نامه دهخدا
بهاریه. [ ب َ ری ی َ / ی ِ ] ( ص نسبی ) ( معرب از فارسی ). منسوب به بهار. ربیعیة. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اِ ) شعرهایی که در وصف بهار گویند. ( یادداشت بخط مؤلف ). اشعاری که درباره بهار گفته شود. ج ، بهاریات. توضیح اینکه ، این کلمه مرکب است از «بهار» فارسی که به علامت نسبت عربی ملحق شده و غیرفصیح است. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
شعری که در وصف بهار و حالات مربوط به آن سروده می شود.
فرهنگ معین
(بَ یِّ ) ( اِ. ) اشعاری که دربارة فصل بهار گفته شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
معرب از فارسی . منسوب به بهار . ربیعیه
دانشنامه عمومی
نقل قول
به اشعاری که درباره فصل بهار گفته شود، بهارانه یا بهاریه می گویند.
•
•
wikiquote: بهاریه
