معانی کلمه : بها و نعم
لغت نامه دهخدا
بها و نعم. [ ب ِ وَ ن ِ م َ ] ( ع صوت مرکب ) که خوب. که بسیار خوب : اگر بار یابمی خود، بها و نعم و اگرنه بازگردم. ( تاریخ بیهقی ). اگر به آسانی برآید [دندان گاه کشیدن ] بها و نعم و اگرنه... ( ذخیره خوارزمشاهی ).
فرهنگ فارسی
که خوب . که بسیار خوب .
کلمات مرتبط
- با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ
- مُنجِزی:وفا کننده به عهد، برآورنده حاجت و نیاز دیگران. نام تیره ای از طایفه بهداروند هفت لنگ ازایل بزرگ بختیاری.
- نام گذاری فرزندان امام علی به ابوبکر و عمر و عثمان
- چیز قشنگ و کم بها
- نامزدی و تعیین مهریه و شیر بها
- الرعایه لحقوق الله و القیام بها
- النبوات و ما یتعلق بها
- روایت و انا نری ابابکر احق الناس بها
- رأی با قیام و قعود
