معنی کلمه : به یا با پای خود به جایی رفتن
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> به / با پای خود به جایی رفتن
به اراده ی خود به جایی رفتن
مثال:
کسی که مجبورش نکرده بود، یک دفعه همه چیز را رها کرد و به پای خودش به آنجا رفت، حالا هم باید عواقبش را تحمل کند.
به اراده ی خود به جایی رفتن
مثال:
کسی که مجبورش نکرده بود، یک دفعه همه چیز را رها کرد و به پای خودش به آنجا رفت، حالا هم باید عواقبش را تحمل کند.
کلمات مرتبط
- به یا با زبان بی زبانی چیزی را گفتن یا فهماندن
- با برق اب طلا یا نقره دادن به
- شخصی یا اقدامی که با اعتراض و نارضایتی مردم را به خود دیده است
- عدم خوردن یا بهره از چیزی با عنایت به دیدن ان
- همه را به یا با یک چوب زدن یا راندن
- اب کسی با دیگری به یا توی یک جوی یا جوب رفتن
- به در بسته خوردن یا با در بسته روبرو شدن
- دهان به دهان کسی گذاشتن یا با کسی دهان به دهان گذاشتن
- به یا بر باد رفتن
