کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : به داخل کشنده
تلفظ بین المللی :
/beː dˈɑxel koʃˈandeː/
تلفظ :
[be: d'Axel koS'ande:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
به داخل کشیده
از سطح خارج به داخل نفوذ کردن
دارای پنجه خمیده به داخل
هجوم به داخل
داخل ادم بودن یا حساب شدن یا به حساب امدن
داخل ادم دانستن یا شمردن یا حساب کردن یا به حساب اوردن کسی
بگذار افتاب به داخل بتابد
دخل داشتن به
وابسته به ادارات داخلی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
adducent
(صفت)
مقرب، نزدیک کننده، به داخل کشنده
کلمات مرتبط
به داخل کشیده
از سطح خارج به داخل نفوذ کردن
دارای پنجه خمیده به داخل
هجوم به داخل
داخل ادم بودن یا حساب شدن یا به حساب امدن
داخل ادم دانستن یا شمردن یا حساب کردن یا به حساب اوردن کسی
بگذار افتاب به داخل بتابد
دخل داشتن به
وابسته به ادارات داخلی
نظرات