کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه به-حساب-اوردن | کلماتور
معانی کلمه : به حساب اوردن
تلفظ بین المللی :
/beː hˈesɑb ovˈordan/
تلفظ :
[be: h'esAb ov'oRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
جزو حوزه ای به حساب اوردن
داخل ادم دانستن یا شمردن یا حساب کردن یا به حساب اوردن کسی
به حساب بانک گذاشتن
به حساب هزینه نیامده
به حساب مخاطب
به حساب نیا
به حساب کسی رسیدن
مربوط به حساب
اب به حساب نیامده
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
include
(فعل)
شمردن، در برداشتن، شامل بودن، متضمن بودن، عبارت بودن از، قرار دادن، به حساب اوردن
واژه نامه بختیاریکا
( به حساب آ ور دن )
وُردار کردن
کلمات مرتبط
جزو حوزه ای به حساب اوردن
داخل ادم دانستن یا شمردن یا حساب کردن یا به حساب اوردن کسی
به حساب بانک گذاشتن
به حساب هزینه نیامده
به حساب مخاطب
به حساب نیا
به حساب کسی رسیدن
مربوط به حساب
اب به حساب نیامده
نظرات