Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ به آمد

تلفظ بین المللی : /beː ˈɑmad/ تلفظ :‌ [be: 'Amad]
لغت نامه دهخدا
  • به امد
  • جان به لب امد
  • کار به جان امد
  • به تنگ امد
  • شعله ای پرده را برگرفت و ابلیس به درون امد
  • و کوهستان به طنین امد
  • امدن به
  • به خشکی امدن
  • به لباس مبدل در امدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

به آمد. [ ب ِه ْ م َ ] (مص مرکب مرخم ) خوبی و خوشی پیش آمدن . مقابل بدآمد. (فرهنگ فارسی معین ) : چو روز مرد شود تیره و بگردد بخت هم او بدآمد خود بیند از به آمد کار. ابوحنیفه ٔ اسکافی .نیست روزی وگرچه اندیشه بر به آمد شد از هوا مقصور. مسعودسعد.نیک آمد و به آمد خلق خدای از اوست نصرت بجز ورا بجهان کی بود روا. سوزنی .کنون خود را ز تو بی بیم کردم به آمد را بتو تسلیم کردم . نظامی .|| خوبی و خوشی پیش آمد...

کلمات مرتبط

  • به امد
  • جان به لب امد
  • کار به جان امد
  • به تنگ امد
  • شعله ای پرده را برگرفت و ابلیس به درون امد
  • و کوهستان به طنین امد
  • امدن به
  • به خشکی امدن
  • به لباس مبدل در امدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات