معانی کلمه : بنیه
لغت نامه دهخدا
بنیة. [ ب َ نی ی َ ] (ع اِ) کعبه بدان جهت که شرف و بزرگی دارد. یقال لاورب هذه البنیه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کعبه . قبله . (نصاب الصبیان ) (غیاث ). کعبه . (دهار). خانه ٔ خدای . (مهذب الاسماء).
فرهنگ عمید
فطرت، وجود، نهاد.
فرهنگ معین
(بُ یِّ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - توان ، توانایی . ۲ - ساخت . ۳ - نهاد، آفرینش .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
وجود، نهاد، فطرت
( اسم ) ۱ - نهاد آفرینش . ۲ - ساخت . ۳ - تواناییقوه نیرو.یا بنی. اقتصادی. قو. اقتصادی نیروی اقتصادی. یا بنی. مالی . استطاعت مالی قوه مالی : ( بنی. بنی. مالی دولت ضعیف است . ) یا بی بنیه. ضعیف لاغر .
نهاد و آفرینش چیزی ٠ نهاد و آفرینش نهاد و آفرینش و وجود و سرشت آدمی ٠ یا ساخت ٠
( اسم ) ۱ - نهاد آفرینش . ۲ - ساخت . ۳ - تواناییقوه نیرو.یا بنی. اقتصادی. قو. اقتصادی نیروی اقتصادی. یا بنی. مالی . استطاعت مالی قوه مالی : ( بنی. بنی. مالی دولت ضعیف است . ) یا بی بنیه. ضعیف لاغر .
نهاد و آفرینش چیزی ٠ نهاد و آفرینش نهاد و آفرینش و وجود و سرشت آدمی ٠ یا ساخت ٠
دانشنامه عمومی
بنیه (به مجاری: Bénye) یک شهرداری در مجارستان است که در ناحیه مونور واقع شده است. بنیه ۱۶٫۵۳ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۲۶۵ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای مجارستان
فهرست شهرهای مجارستان
wiki: بنیه
گویش مازنی
مکان ومأوا
حصیرچه ی زیر دیگ – زیردیگی
/benie/ حصیرچه ی زیر دیگ – زیردیگی & مکان ومأوا & حصیرچه ی زیردیگ – زیردیگی
مترادف و متضاد
ساخت
استطاعت، توانایی
آفرینش، فطرت، نهاد
توان، قدرت، قوت، نیرو
۱. توان، قدرت، قوت، نیرو
۲. استطاعت، توانایی
۳. آفرینش، فطرت، نهاد
۴. ساخت
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
شالوده
