معانی کلمه : بنوت
لغت نامه دهخدا
بنوت. [ ب ُ ن ُوْ وَ ] ( ع اِمص ) پسری و فرزندی. ( غیاث ) ( آنندراج ). پسری و پسرخواندگی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
۱. پسری.
۲. پسرخواندگی.
۲. پسرخواندگی.
فرهنگ معین
(بُ نُ وَّ ) [ ع . ] (اِمص . ) ۱ - پسری . ۲ - پسرخواندگی .
فرهنگ فارسی
پسری، پسرخواندگی
( اسم ) ۱ - پسری . ۲ - پسر خواندگی . یا اضاف. بنوت . اضاف. نام پسر یا نوه بنام پدر یا جد : محمود سبکتگین ابوعلی سینا .
پسری و فرزندی . پسری و پسر خواندگی .
( اسم ) ۱ - پسری . ۲ - پسر خواندگی . یا اضاف. بنوت . اضاف. نام پسر یا نوه بنام پدر یا جد : محمود سبکتگین ابوعلی سینا .
پسری و فرزندی . پسری و پسر خواندگی .
مترادف و متضاد
پسرخواندگی
فرزند بودن
پسری ≠ ابوت
۱. پسری
۲. پسرخواندگی
۳. فرزند بودن ≠ ابوت
