معانی کلمه : بنو الرحال
لغت نامه دهخدا
بنوالرحال. [ ب َ نُرْ رِ ] ( ع اِ مرکب ) مردمان کثیرالسفر. رحال جمع. ( المرصع ).
فرهنگ فارسی
مردمان کثیر السفر ٠ رحال جمع ٠
کلمات مرتبط
- ابن ابی الرجال صفی الدین احمد بن صالح یمنی
- اخبار الوافدین من الرجال من اهل البصره و الکوفه علی معاویه بن ابی سفیان
- رساله تفضیل امیرالمؤمنین علیه السلام در اثبات برتری حضرت امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام
- رساله حنین بن اسحق الی علی بن یحیی فی ذکر ما ترجم من کتب جالینوس
- زندگی نامه مولانا جلال الدین مولوی رساله فریدون بن احمد سپهسالار در احوال مولانا جلال الدین مولوی
- کفر بنی اسرائیل به رسالت عیسی علیه السلام
- مختصر الرساله الصلاتیه للشیخ محمد بن علی ال عبدالجبار القطیفی
- بنوالرحال
- بنو الاشراط
