معانی کلمه : بنزین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مایعی بی رنگ، فرّار، قابل اشتعال، و دارای بوی مخصوص که از تقطیر نفت به دست می آید و برای سوخت موتورها، ماشین ها، و کارهای دیگر استعمال می شود.
فرهنگ معین
(بِ ) [ فر. ] ( اِ. ) از فرآورده های نفتی که از تقطیر نفت خام به دست می آید و جهت سوخت وسایل نقلیه استفاده می شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تقطیرشده نفت، سوخت ≠ گازوئیل
