معانی کلمه : بند انداختن
لغت نامه دهخدا
بند انداختن. [ ب َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کندن موی چهره زنان بوسیله بند ( نخ ). پیرایش موهای زاید صورت و ابرو. با بند کندن موی صورت و پای زنان. ( فرهنگ فارسی معین ). برکندن موی روی زن بوسیله رشته ای بطرز خاص. برکندن موی رخسار و ابروی و پای بطرز خاص.
فرهنگ معین
(بَ. اَ تِ ) (مص م . ) برچیدن موی چهرة زنان به وسیلة بند.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کندن موی چهر. زان بوسیله بند ( نخ ) پیرایش موهای زاید صورت و ابرو با بند کندن موی صورت و پای زنان .
