بنات. [ ب َ ] ( ع اِ ) ج ِ ابنة، یعنی دختر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن ). || ج ِ بنت ، یعنی دخترو آن مؤنث ابن نیست بلکه صیغه جداگانه است و منسوب بدان بِنْتی و بنوی درآید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن ) ( از اقرب الموارد ) : حاسدم گوید چرا خوانند کمتر شعر من زان تو خوانند هرکس هم بنات و هم بنین.منوچهری.کس نیارد یاد از آل مصطفی در خراسان از بنین و از بنات.ن...
فرهنگ عمید
بنت#NAME?
= بنت
فرهنگ معین
(بَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ بنت ، دختران .
فرهنگ فارسی
سه ستاره از بنات النعش که بر درازا نهاده است . دختران، جمع بنت ( اسم ) جمع : بنت دختران.یا بنات سلطنت. دختران شاه . یا بنات نبات . گیاهان تازه روییده . یا بنات گردون . ۱ - سه ستار. صف زده از هفت ستار. بنات النعش . ۲ - هم. ستاره های آسمان .
مترادف و متضاد
دختران ≠ ابنا
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی بَنَاتُ: دخترانریشه کلمه: بنو (۱۶۴ بار)دختر. بنت وابنة هر دو به معنی دختر است مثل جمع آن بنات است نظیر . 1- . این آیه از چند جهت مکورد دقّت است. اوّل اینکه عدهای از مردم جن را در کارهای عالم شریک خدا قرار دادهاند مثل عقیده مجوس که بیزدان و اهریمن قائل بودند و هر خیز را از یزدان و هر شرّ را از اهریمن میدانستند و مثل یزیدیّه که بالوهیّت ابلیس قائلاند. دوّم: بنین و منات که فرمو...