کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بناء کردن
تلفظ بین المللی :
/bˈanɑ kˈardan/
تلفظ :
[b'anA k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بنا سازی کردن
بنام اشتباهی صدا کردن
بنام صدا کردن
بنا کردن
بناکردن
بناء
بناء محمد
بناء محمدرضا
بناء نهادن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ground (فعل)فرود امدن، بناء کردن، بگل نشاندن، بزمین نشستن، اصول نخستین را یاد دادنmason (فعل)بناء کردن، باسنگ ساختنconstruct (فعل)ایجاد کردن، ساختن، بناء کردن، ساختمان کردنbuild (فعل)درست کردن، ساختن، بناء کردن، ساختمان کردنerect (فعل)بناء کردن، ساختمان کردن، افراشتن، بر پا کردن، نصب کردن، راست کردنput up (فعل)بناء کردن، برگزیدن، کنار گذاردن، بسته بندی کردن، در ظرف گذاردن، کنسرو کردن، بیگودی بگیسو...
کلمات مرتبط
بنا سازی کردن
بنام اشتباهی صدا کردن
بنام صدا کردن
بنا کردن
بناکردن
بناء
بناء محمد
بناء محمدرضا
بناء نهادن
نظرات