کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بمیان
تلفظ بین المللی :
/bamˈiɑn/
تلفظ :
[bam'iAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بمیان اوردن
پا بمیان گذاردن
پول بمیان نهاده
تل بمیان
دیر بماندن
راست بیان
راهبرد ترمیمی بیانی
امین الدین بلیانی محمد
البیان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بمیان. [ ب َ ] ( اِخ ) نام فارسی شهر صامغان ، که آن از شهرهای جبل است در حدود طبرستان. ( از معجم البلدان ذیل صامغان ).
فرهنگ فارسی
نام فارسی شهر صامغان که آن از شهرهای جبل است در حدود طبرستان ٠
کلمات مرتبط
بمیان اوردن
پا بمیان گذاردن
پول بمیان نهاده
تل بمیان
دیر بماندن
راست بیان
راهبرد ترمیمی بیانی
امین الدین بلیانی محمد
البیان
نظرات