Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بمبو

تلفظ بین المللی : /bemˈabuː/ تلفظ :‌ [bem'abu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • بَمبو
  • پیترو بمبو
  • کوسه بمبو
  • بمبوکه
  • بمبور
  • بمبول
  • بمبوکا نیو ساوت ولز
  • قنات بمبور
  • وادی بمبوریت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

بمبو. [ب َ ] ( اِ ) میلی که به خیک روغن فرو کنند و بدان دانند که روغن نیک یا بد است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

میلی که به خیک روغن فرو کنند و بدان دانند که روغن نیک یا بد است .

دانشنامه عمومی

بَمبو /bambo/ تلمبه، تلمه دستی که با آن نفت و غیره بکشند.

(جنوبی، آبادانی) بَمبو؛ پمپ آب. بمب معرب پمپ، و او به معنی آب است. اصطلاحاً به پمپ های فشاری آب که قبل از لوله کشی، در ابتدای کوچه های آبادان قدیم نصب شده بود، بمبو می گفتند. مردم قدیم آبادان از تجمع در اطراف این پمپ ها برای آب گیری در ظروف خود خاطره ها دارند .


کلمات مرتبط

  • بَمبو
  • پیترو بمبو
  • کوسه بمبو
  • بمبوکه
  • بمبور
  • بمبول
  • بمبوکا نیو ساوت ولز
  • قنات بمبور
  • وادی بمبوریت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات