Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بلوطالملک

تلفظ بین المللی : /bˌalutˈolmolk/ تلفظ :‌ [b,alut'olmolk]
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بلوطالملک .[ ب َل ْ لو طُل ْ م َ ل ِ ] (ع اِ مرکب ) جوز، و گویند شاه بلوط. (از اقرب الموارد). شاه بلوط و گویند گردکان .(الفاظ الادویة). شاه بلوط. (اختیارات بدیعی ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (مخزن الادویة). جوز، و برخی آن را شاه بلوط دانند. و برخی بلوطالملک را به بلوطالحی و بلوطالذکر تعریف کرده اند. (از تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ).- بلوطالملک الازل ؛ به یونانی کمادریوس است . (از اختیارات بدیعی )....
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات