Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بلوردان

تلفظ بین المللی : /bulˈurdɑn/ تلفظ :‌ [bul'uRdAn]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی
  • بخوردان
  • شه بخوردان
  • بلوران
  • باوردان
  • بوردان
  • باغ بلوریان
  • بلودان
  • بلوردکان
  • بوردانو
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بلوردان. [ ب َ وِ ] ( اِخ ) دهی از بخش قصرقند، شهرستان چاه بهار. سکنه آن 700 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و خرما و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

دانشنامه آزاد فارسی

بُلورْدان (geode)در زمین شناسی، حفره ای نیمه کروی که در آن، بلورها از دیوارۀ بیرونی به سمت مرکز رشد کرده اند. در بلوردان ها، غالباً بلورهای کامل و زیبایی از کوارتز، شامل دُرّ کوهی بنفش، و کلسیت یا سایر کانیها یافت می شود.wikijoo: بلوردان...

فرهنگ فارسی

ده از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار . آب از قنات . محصول غلات و خرما و برنج .

کلمات مرتبط

  • بخوردان
  • شه بخوردان
  • بلوران
  • باوردان
  • بوردان
  • باغ بلوریان
  • بلودان
  • بلوردکان
  • بوردانو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات