معانی کلمه : بلوردان
لغت نامه دهخدا
بلوردان. [ ب َ وِ ] ( اِخ ) دهی از بخش قصرقند، شهرستان چاه بهار. سکنه آن 700 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و خرما و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ده از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار . آب از قنات . محصول غلات و خرما و برنج .
