Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بلوا

تلفظ بین المللی : /bˈalvɑ/ تلفظ :‌ [b'alvA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • بَـلوا
  • بلوا دورمون دو
  • بلوا لیون
  • بلوا ان سانتر
  • بلوا ویرجینیای غربی
  • سال بلوا
  • استفان دوم کنت بلوا
  • بخش بلوا
  • شاتوی سلطنتی بلوا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بلوا. [ ب ُل ْ ] (اِ) در لهجه ٔ خراسانیان امروز، بالوایه ٔ قدما است یعنی پرستو. (یادداشت مرحوم دهخدا).

بلوا. [ ب َل ْ ] (از ع ، اِ) بلوی . زحمت . (غیاث اللغات ). مشقت : نزد عاشق درد و غم حلوا بودلیک حلوا بر خسان بلوا بود. مولوی .|| شورش . غوغا. هنگامه . ازدحام . || عدم انقیاد. سرکشی . (ناظم الاطباء). و رجوع به بلوی شود....

فرهنگ عمید

۱. = بلیه
۲. سختی.
۳. آشوب، غوغا.

فرهنگ معین

(بَ ) [ ع . بلوی ] ( اِ. ) ۱ - شورش ، آشوب . ۲ - سرکشی .

دانشنامه آزاد فارسی

بلوآ. بِلوآ (Blois)کاخ شامبور در بِلوآمرکز اداری ولایت لوآر ـ اِ ـ شِر در مرکز فرانسه، کنار رود لوآر، به فاصلۀ ۵۵کیلومتری جنوب غربی اورلئان. جمعیت آن ۵۱,۵۰۰ نفر است (۱۹۹۰). اسقف نشین و دارای قلعه ا ی تاریخی است. صنایع آن عبارت اند از تولید ظروف چینی، جواهرات، کفش، و شکلات. در این ولایت تجارت شراب، الوار، و غله رواج بسیار دارد و مرکز مهم جهانگردی در درّۀ لوآر است. بلوآ در قرن ۶م بنا شد؛ تا قرون و...

فرهنگ فارسی

مصیبت، سختی، آشوب وغوغا
( اسم ) ۱ - شورش غوغا هنگامه ازدحام . ۲ - عدم انقیاد سرکشی .
در لهج. خراسانیان امروز بالوای. قدماست یعنی پرستو .

دانشنامه عمومی

بلوآ. بلوآ (به فرانسوی: Blois) شهری در شهرستان لوآر-ا-شر (Loir-et-Cher) در ناحیه سانتر (فرانسه) (Centre) با جمعیت ۴۸٬۴۸۷ نفر در کشور فرانسه واقع شده است.فرانسهفهرست شهرهای فرانسه۱ داده های فرانسه رودخانه و دریاچه و یخچال ها را در نظر نگرفته است > ۱ km² (۰٫۳۸۶ مایل مربع یا ۲۴۷ هکتار)wiki: بلوآ...

مترادف و متضاد

گرفتاری

سختی، مشقت

آزمایش، آزمودن

آشوب، ازدحام، اغتشاش، غوغا، ناامنی، فتنه، هرج‌ومرج، هنگامه ≠ آرامش، امنیت

۱. آشوب، ازدحام، اغتشاش، غوغا، ناامنی، فتنه، هرجومرج، هنگامه
۲. سختی، مشقت
۳. گرفتاری
۴. آزمایش، آزمودن ≠ آرامش، امنیت

uproar (اسم)غوغا، داد و بیداد، همهمه، غریو، بلوا، شورش، هنگامهriot (اسم)غوغا، اشوب، داد و بیداد، یاغیگری، فتنه، بلوا، طغیان، ...

کلمات مرتبط

  • بَـلوا
  • بلوا دورمون دو
  • بلوا لیون
  • بلوا ان سانتر
  • بلوا ویرجینیای غربی
  • سال بلوا
  • استفان دوم کنت بلوا
  • بخش بلوا
  • شاتوی سلطنتی بلوا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات