معانی کلمه : بلندبالا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بالابلند، بلندقامت، بلندقد.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص مر. ) بلند قد، بلند قامت .
فرهنگ فارسی
( صفت ) بلند قامت بلند قد .
مترادف و متضاد
بالابلند، بلندقامت، بلندقد، رشید، سروقامت، قدبلند
tall (صفت)
بلند، شاق، گزاف، اغراق امیز، بلند بالا، بلند قد، قد بلند
high-grown (صفت)
بلند بالا، بلند قد
