معانی کلمه : بلند مرتبه
فرهنگ عمید
دارای مقام و رتبۀ بلند، بلندپایه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) دارای جاه و مقام و درجه و وضع بلند بلند محل بلند مکان .
مترادف و متضاد
dignified (صفت)
بزرگ، با وقار، موقر، بلند مرتبه، عالی مقام، معزز، عالیجناب
فرهنگ فارسی ساره
فرازمند
