کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بلغور وا
تلفظ بین المللی :
/bˈalq1ur vˈɑ/
تلفظ :
[b'alq1uR v'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بلغوروا
واجب بالغیر
کریستین باور وان استراتن
بلغوربا
بلغورخانه مزارشیخ عبدالرحمن
بلغورخانه وقبرستان قلعه شیر
بلوروار
بلغور
بلغور گندم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بلغوروا. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) بلغوربا. آش بلغور. آش که از بلغور بسازند. رجوع به بلغور و بلغوربا شود.
فرهنگ فارسی
بلغور با . آش بلغور . آش که از بلغور بسازند .
کلمات مرتبط
بلغوروا
واجب بالغیر
کریستین باور وان استراتن
بلغوربا
بلغورخانه مزارشیخ عبدالرحمن
بلغورخانه وقبرستان قلعه شیر
بلوروار
بلغور
بلغور گندم
نظرات