Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بلدم

تلفظ بین المللی : /balˈadam/ تلفظ :‌ [bal'adam]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • من نه ترکی میدانم ( بلدم)، نه کردی .
  • بلدمه
  • البلد الامین
  • البلدان
  • طول بلد
  • طین بلد مصطکی
  • ظهر البلد
  • عروض البلد
  • بدلم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

بلدم. [ ب َ دَ ] ( ع اِ ) بالای سینه ، یا حلقوم و سر معده که مجرای طعام است به حلقوم پیوسته ،یا آنچه جنبان باشد از حلقوم اسب. ( منتهی الارب ) ( ازذیل اقرب الموارد از لسان ). || ( ص ) مرد کندخاطر گران سنگ مضطرب خلقت. || شمشیر کند. ( منتهی الارب ) ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ). || ( اِخ ) شهری است در نواحی روم. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بالای سینه یا حلقوم و سر معده که مجرای طعام است به حلقوم پیوسته یا آنچه جنبان باشد از حلقوم اسب ٠ مرد کند خاطر گران سنگ مضطرب خلقت ٠ یا شمشیر کند ٠ یا شهری است در نواحی روم ٠

گویش مازنی

/beldem/ دسته ی بیل

کلمات مرتبط

  • من نه ترکی میدانم ( بلدم)، نه کردی .
  • بلدمه
  • البلد الامین
  • البلدان
  • طول بلد
  • طین بلد مصطکی
  • ظهر البلد
  • عروض البلد
  • بدلم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات