بلدان . [ ب َ ل َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ بلد درحال رفع. دو بلد. دو شهر. رجوع به بلد شود. || (اِخ ) بصره و کوفه . (اقرب الموارد).
بلدان . [ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ بَلد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). شهرها. (آنندراج ) (غیاث ). رجوع به بلد شود : پسر گفت ای پدر فواید سفر بسیار است از نزهت خاطر... و تفرج بلدان و مجاورت فلان . (گلستان ). رعیت بلدان از مکاید ایشان مرهوب . (...
فرهنگ عمید
بلد#NAME?
= بلد
دانشنامه آزاد فارسی
بلدان (البلدان) (ابن فقیه). بُلْدان (البُلْدان) (۲)کتابی به عربی در جغرافیا و تاریخ از ابن فقیه. این اثر دربرگیرندۀ توصیفات ایران، عربستان، عراق، سوریه، مصر، روم، نوبه، و حبشه است. افزون بر این مؤلف توصیف مختصری از مغرب، اندلس و سودان به دست داده و جابه جا مطالبی ادبی نقل کرده است. کتاب البلدان در ۲۹۰ق تألیف شده و گویا اصل کتاب از بین رفته و تلخیصی از این اثر در ۴۱۳ق به قلم علم بن جعفر شیزری تدو...
فرهنگ فارسی
جمع بلدوبلده ( اسم ) جمع بلد شهرها . جمع بلد شهرها