معانی کلمه : بلت
لغت نامه دهخدا
بلت . [ ب ِ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی بازی با ورق . این کلمه مقتبس از نام بلو است که این بازی را کمال و رواج بخشیده است .
بلت . [ ب َ ل َ ] (ع مص ) بریده گردیدن . بریده گردیدن از کلام . (از منتهی الارب ). بریده شدن . (تاج المصادر بیهقی ). قطع شدن . (از اقرب الموارد). و رجوع به بَلْت شود.
فرهنگ فارسی
طائریست سوزان پر اگر یک پر آن بر پرهای دیگر پرندگان افتد بسوزاند آنها را . آتش بال .
دانشنامه عمومی
بلت (دهانه). بلت (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۲ دهانه اقماری دارد.
این دهانه ۲ دهانه اقماری دارد.
wiki: بلت (دهانه)
گویش مازنی
بلد – دانا
دروازه ی باغ
/balet/ بلد – دانا & دروازه ی باغ
