معانی کلمه : بلبل مزاجی
لغت نامه دهخدا
بلبل مزاجی. [ ب ُ ب ُ م ِ ] ( حامص مرکب ) با طبعی چون بلبل. آشفته و بی قرار و غیر پای بند. مانند بلبل بودن. حالت بلبل داشتن :
بدین بلبل مزاجی دارم آن غیرت که گر روزی
گل از بالم دمد لخت دل از منقار نگذارم.
بدین بلبل مزاجی دارم آن غیرت که گر روزی
گل از بالم دمد لخت دل از منقار نگذارم.
فرهنگ فارسی
با طبعی چون بلبل آشفته و بی قرار و غیر پای بند . مانند بلبل بودن . حالت بلبل داشتن .
